بررسی تحلیل فاعل فرافردی در رمان‌ فساد الامکنه براساس نظریه لوسین گلدمن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 فارغ التحصیل دکتری زبان و ادبیات عرب دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عرب، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

10.22080/ltcat.2026.31199.1009

چکیده

انسان اجتماعی، همواره در پیوند با طبقه‌ای شناخته می‌شود که در آن زیست می‌کند. آن‌چه این طبقه را شکل می‌دهد، ساختارهای اجتماعی، مناسبات تولید و روابط میان اربابان، خادمان، و ابزارهای فنی و تولیدی در بستر جامعه است. در این میان، جامعه به‌صورت عام و خانواده به‌گونه‌ای خاص، دو نهاد اصلی سازمان اجتماعی را تشکیل می‌دهند که بستر رشد و شکل‌گیری فرد اجتماعی را فراهم می‌سازند. در این جستار، با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی، تلاش شده است تا نگرش و اهداف نویسنده رمان فساد الامکنه، در چارچوب مفهوم «فاعل فرافردی» بر پایه نظریه‌ی لوسین گلدمن بررسی شود..نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که در رمان فساد الأمکنه، با ترسیم طبقات مختلف اجتماعی از جمله سرمایه‌داران، روشنفکران و نیروهای بومی، نویسنده به نقد ساختارهای مسلط جامعه معاصر مصر پرداخته است. این اثر، سرمایه‌های ملی به تاراج‌رفته را به تصویر کشیده و نشان می‌دهد که آزادی و نوگرایی وارداتی، نه از دل ملت، بلکه از خارج آن آمده‌اند و راه را برای استثمار و سلطه‌پذیری هموار کرده‌اند.در رمان نیز، با نقد ساختار سیاسی و اجتماعی مصر، به‌ویژه مداخلات دولت و نقد گروه‌های مذهبی و فرهنگی، به مسائل مهمی چون سلب آزادی زنان، تعمیق فاصله طبقاتی و تضادهای اجتماعی می‌پردازد. رمان با ترسیم دو طبقه متضاد، می‌کوشد نابرابری‌های ساختاری موجود در جامعه را افشا کرده و به لزوم بازتعریف جایگاه واقعی مردمان بومی در جامعه تأکید ورزد. در دو رمان، با استفاده از مفاهیم اجتماعی و تاریخی، ، بازتابی از آگاهی جمعی طبقاتی هستند و از منظر فاعلان فرافردی، به افشای غارت فرهنگی و استثمار اقتصادی، هم از سوی عوامل داخلی و هم از سوی قدرت‌های خارجی می‌پردازند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات