ترجمه متون ادبی، بهویژه زمانی که با مؤلفههای عمیق فرهنگی گره خورده باشد، یکی از دشوارترین و حساسترین حوزههای مطالعات ترجمه محسوب میشود. این پژوهش با تکیه بر چارچوب نظری پیتر نیومارک، به بررسی نحوه بازنمایی و برگردان عناصر فرهنگی (استعارهها) در ترجمه عربی رمان «سمفونی مردگان» اثر عباس معروفی و با ترجمه احمد موسی، میپردازد. یافتههای این تحقیق توصیفی-تحلیلی که با روشی کیفی و مبتنی بر استخراج و تطبیق دادههای زبانی انجام شده، نشان میدهد که راهبردهای «معادل فرهنگی» به عنوان پرکاربردترین و مؤثرترین راهبرد در الگوی نیومارک، اولویت اصلی مترجم در انتقال طبیعی معنا و ایجاد تأثیر مشابه بر مخاطب عربزبان بودهاست. در مقابل، «ترجمه تحتاللفظی» عمدتاً در موارد فاقد اشتراکات فرهنگی منجر به شکست شده است. مترجم در اکثر موارد توانسته است با انتخاب راهبرد مناسب، بار فرهنگی و معنایی این عناصر را با دقت مطلوب منتقل کند. تحلیلها سه چالش اصلی را در مسیر معادلسازی این تعابیر شناسایی کرده است: شکاف فرهنگی به عنوان اصلیترین مانع، تعادل بین وفاداری به متن مبدأ و طبیعیسازی در مقصد، و فقدان دانش پیشین مخاطب درباره ارجاعات تاریخی-فرهنگی خاص فرهنگ ایرانی. این مطالعه حاکی از آن است که ترجمه موفق عناصر فرهنگی در یک متن ادبیِ غنی مانند «سمفونی مردگان»، مستلزم نقش فعّال مترجم به عنوان یک «میانجی فرهنگی» است که با درک ژرف از هر دو بستر مبدأ و مقصد، و با بهکارگیری هوشمندانه راهبردهای ترکیبی، بر چالشهای فوق فائق آید و در نهایت، اصالت اثر و انسجام معنایی آن را در گذار از مرزهای زبانی حفظ کند.